![]() |
![]() |
|
| من نه شاعرم , نه نویسنده! من فقط دلم میخواد راوی صادق روایت دیگران باشم برای تو! |
|
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود. پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم. پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟ پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 8 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
مسافری خسته که از راهی دور می آمد، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری اسـتراحت کند غافـل از این که آن درخت جـادویی بود، درختی که می توانست آن چه که بر دلش می گذرد برآورده سازد…!
وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فکر کرد که چه خوب می شد اگـر تخت خواب نـرمی در آن جا بود و او می تـوانست قـدری روی آن بیارامد. فـوراً تختی که آرزویـش را کرده بود در کنـارش پدیـدار شـد !!! مسافر با خود گفت: چقدر گـرسـنه هستم. کاش غذای لذیـذی داشتم… ناگهان میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـکار شد. پس مـرد با خوشحالی خورد و نوشید… بعـد از سیر شدن، کمی سـرش گیج رفت و پلـک هایش به خاطـر خستگی و غذایی که خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا کرد و در حالـی که به اتفـاق های شـگفت انگیـز آن روز عجیب فکـر می کرد با خودش گفت: قدری می خوابم. ولی اگر یک ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟ و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید… هر یک از ما در درون خود درختی جادویی داریم که منتظر سفارش هایی از جانب ماست. ولی باید حواسـمان باشد، چون این درخت افکار منفی، ترس ها، و نگرانی ها را نیز تحقق می بخشد. بنابر این مراقب آن چه که به آن می اندیشید، باشید… |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
در ژاپن اتفاقی بسیار مهیب و مصیبتی وحشتناک اتفاق میافتد و میلیارد ها دلار خسارت و هزاران نفر کشته و زخمی میدهد، اما واکنش و رفتار عمومی به این فاجعه در جامعه ژاپن بسیار درس آموز بوده و در واقع یک کلاس آموزشی عملی رفتارهای انسانی در برابر دنیا قرار میگیرد.
1) آرامش
2) وقار
3) توانمندی
4) رحم و شفقت
5) نظم
6) ایثار
7) مهربانی
9) وسایل ارتباط جمعی
10) وجدان در دنیا هیچ چیزی به اندازه آموختن برای ساختن یک زندگی انسانی اهمیت ندارد و این آموزش از هر قوم و ملیتی میتواند باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
اصطلاح `قات زدن` امروزه و به ويژه در گفتار نسل جوان به معناي `قاطي کردن` يا `از خود بيخود شدن` به کار مي رورد. اما آيا مي دانيد ريشه اين اصطلاح چيست؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
اگر شما هم جزو مسافران بهاری شمال باشید، به احتمال زیاد چالوس یکی از مناطقی است که یا از آن عبور می کنید یا یک سفر یک روزه در آن خواهید داشت؛ توریستی ترین جاده ایران که لقب چهارمین جاده زیبای دنیا را هم یدک می کشد و با طبیعت کم نظیر خود یکی از دیدنی ترین تفریح گاه های کشور به شمار می رود. اگر این روزها گذارتان به چالوس افتاد، پیشنهاد می کنیم برای دیدن هر کدام از جاذبه های طبیعی این شهر وقت بگذارید و سعی کنید یک سفر کوتاه و متفاوت در این منطقه داشته باشید. چالوس نه تنها با آبشارها، جنگل ها و دریاچه هایش از شما پذیرایی می کند، بلکه آثار تاریخی جالبی هم دارد که دیدن آنها خالی از لطف نیست. آبشارهای چالوس آبشار اکاپل در جنگل کوهستانی سردی چال کلاردشت قرار گرفته و همجواری آن با ییلاقات کلاردشت و زیبایی طبیعی دریاچه ولشت که در آن قرار دارد، می تواند یک روز به یاد ماندی را برای شما رقم بزند. آبشار سواسره هم با حدود 100 متر ارتفاع در ناحیهای از توابع بلده قرار دارد. یعنی در فضایی کوهستانی- بیشه ای است با چشماندازهایی بکر و شگفتانگیز. این آبشار بسیار پر آب است و نحوه ریزش آن تصویر منحصر به فردی را به وجود می آورد. اما آبشار هریجان را می توانید مشرف به روستایی به همین نام در نزدیکی گردنه هزارچم در جاده تهران ـ چالوس ببنید. این آبشار بیش از 9 متر ارتفاع دارد و یکی از زیباترین آبشارهای رشته کوه البرز است که با آب فراوان، فضای مرتفع و بیشه ای و چشم انداز کوهستانی، درهای و جنگلی از فراز کوهی سنگی با پخشابی ویژه سرازیر و در پایین دست به آبشارهای متعددی تبدیل می شود. پارک های جنگلی چالوس پارک جنگلی چالوس (فی ین) در 7 کیلومتری جاده چالوس ـ تهران قرار دارد. رودخانه چالوس از کنار آن میگذرد و در آن، اردوگاهی احداث شده که کلبه و کومههایی برای اقامت مسافران دارد. پارک جنگلی نمک آبرود هم با بیش از 200 هکتار مساحت با درختان خودرو و انبوهی پر شده که در میان آنها گونه های مختلف شمشاد با عمر بیش از 700 سال به چشم می خورد. پارک نمک آبرود با طبیعت بکر و وحشی، ضمن حفظ سیستم های اکولوژیکی به عنوان یکی از پارک های جنگلی زیبای جهان محسوب می شود. تلهکابین نمک آبرود تلهکابین نمک آبرود یکی از بخش های مهم توریستی نمک آبرود است که در جنوب شرقی شهرک نمک آبرود واقع شده و به شما امکان صعود به بالای قله زیبای مدوبن را می دهد. در بالای این قله هم که اختلاف دمای آن با پایین بیش از 10درجه است، می توانید از امکانات پذیرایی استفاده کنید. تله کابین نمک آبرود 42 کابین 4نفره دارد که با سرعت 3متر بر ثانیه مسیر 2100 متری را در کمتر از 12دقیقه طی میکند. دریاچه های چالوس سد دریوک: این دریاچه که در حدود یک هکتار وسعت دارد، روبروی دره ولی آباد هزارچم و در دامنه کوه دال کمر قرار گرفته است. عمق آن حدود 5 متر است و آبی شیرین دارد و اطراف آن را مراتع و مرغزار احاطه کرده است. به همین جهت این دریاچه مامن پرندگان بومی و وحشی است که اگر در زمستان گذارتان به آنجا بیفتد، غازها و مرغابی های مهاجر را می بینید که در اطراف آن جولان می دهند. دریاچه شیرین ولشت اما در جنوب غربی چالوس و شمال شرقی منطقه کلاردشت در میان درهای عمیق قرار گرفته است. وسعت آن حدود 15 هکتار و عمق متوسط آن 20 متر است. دریاچه ولشت از جمله دریاچههایی است که در نزدیکی منطقه کوهستانی تخت سلیمان علم کوه قرار دارد و به دلیل قرار گرفتن در یک گودال بزرگ محاط به تپههای کم ارتفاع کلمه، از دید پنهان است. دسترسی به دریاچه از طریق مرزنآباد و سمت غربی جاده چالوس امکان پذیر است. اگر گذارتان به چالوس افتاد می توانید مرداب کندوچال را هم در میان جنگل انبوه فی ین چالوس ببینید که یک هکتار وسعت و حدود 4 تا 5 متر عمق دارد و آب آن از چشمه های اطراف تأمین می شود و شیرین است. تاریخ در چالوس کاخ اجابت در دوره پهلوی، در روستای اجابت از بخش کلاردشت ساخته شد. این کاخ در محلی مشرف به منطقه کلاردشت بنا شده و تزئینات و گچبریهایی زیبایی به شیوه معماری اروپا دارد. حیاط کاخ پوشیده از درختان سرو سرسبز است و در حال حاضر به عنوان استراحت گاه مورد استفاده قرار میگیرد. کاخ چایخوران را هم می توانید در جنوب میدان معلم چالوس و در منطقهای موسوم به محوطه کاخ ببینید. این کاخ از بناهای دوره پهلوی اول است و بنای آن در محوطهای به مساحت تقریبی 4هزار متر مربع در یک طبقه و زیر زمین احداث شدهاست. این کاخ به منظور استراحت موقت و کوتاه مدت بکار میرفته و بر خلاف سایر کاخ های این دوره، بسیار ساده و بی پیرایه است. مصالح عمده آن از سنگ و آجر تشکیل شده و نفوذ معماری اروپایی در ساختمان آن به وضوح مشهود است. بقعه متبرکه سید محمد در روستای زوات واقع در ضلع جنوبی کمربندی چالوس به تنکابن قرار دارد. بنای اصلی مقبره به صورت 8ضلعی است که گنبدی 8 وجهی بر فراز آن قرار گرفته است. کاروانسرای سر قله کندوان هم که این روزها چیز زیادی از آن باقی نمانده، در منتهی الیه جنوبی مازندران و در سر قله کندوان قرار دارد. این کاروانسرا به شیوه 4ضلعی و با ابعاد 14در 16متر ساخته شده و سقفی گنبدی شکل داشته است. کاروانسرای سنگی پای قله کندوان یکی دیگر از کاروانسراهای کوهستانی چالوس است که در فاصله 200 متری شمال تونل کندوان قرار دارد و به صورت چهارضلعی در ابعاد 9 در 22 متر در امتداد شمالی ـ جنوبی ساخته شده است. این کاروانسرا از 2 ردیف طولی سنگ های گنبددار تشکیل شده که امروزه ۵ گنبد بخش شرقی کاروانسرا باقی ماندهاست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکر کنی زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، زندگی، بغض فـروخورده نیست زندگی، داغ جگر گوشه نیست زندگی، لحظه دیدار گلی خفته در گهواره است زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است
زندگی، جرعه آبی است به هنگامه ظهر در بیابانی داغ زندگی، دست نوازش به سر نوزادی است زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست
زندگی، شوق وصال یار است زندگی، لحظه دیدار به هنگامه یاس زندگی، تکیه زدن بر یار است زندگی، چشمه جوشان صفا و پاکی است زندگی، موهبت عرضه شده بر من انسان خاکی است
زندگی، قطعه سرودی زیباست زندگی، راز فـروزندگی خورشید است زندگی، اوج درخشندگی مهتاب است
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است زندگی، طعــم خوش زیستن است، زندگی، درک چرا بودن است،
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، که چقدر شیرین است زندگی، خاطره یک شب خوش،
زندگی، خانه تکانی است. زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق زندگی، گاه شده است که برد بیراهم زندگی، هر چه که هست، طعم خوبی دارد، رنگ خوبی دارد ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
حدود چهارصد سال قبل در ژاپن برای پسر و دختری جوان اتفاقی رخ داد. اتفاقی که بعد ها موجب پیدایش مراسمی ویژه شد.
دختر و پسری جوان که عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند، بعد از سختی های بسیار و درست زمانی که به یکدیگر رسیده بودند دچار مشکلی غم انگیز شدند. پسر بنا به مقتضیات نظام حاکم در ژاپن بایستی به جنگ می رفت. بعد از رفتن پسر به نبرد، دختر هر روز به بالای تپه ای که محل قرارشان بود می رفت اما بعد از چند ماه خبری از پسر جوان نشد. دختر بر روی تپه درخت گیلاس کوچکی کاشت و هر روز به درخت نگاه می کرد. این درخت برای او سمبل عشق و علاقه بود. او امیدوار بود روزی با پسر جوان زیر درخت گیلاس بنشینند. سالها به سرعت و گاهی برخلاف میل ما می گذرند. دختر سال ها زیر درخت گیلاس می نشست و از درخت مراقبت می کرد تا اینکه مرد و در زیر همان درخت دفن شد...
امروز بعد از چهارصد سال نهال گیلاس کوچک میلیون ها شکوفه می دهد و هر سال هزاران توریست از سراسر دنیا به زیر درخت گیلاس می آیند و در سکوت به صلح و عشق می اندیشند، به دنیایی که به جای بمب های چند تنی بر روی سرشان شکوفه های گیلاس بریزد.
در واقع آنها مراسمی دارند به نام آیین « هانامی » که طی این مراسم در نوعی مراقبه به درخت گیلاس و شکوفه هایش می نگرند. نام شکوفه های گیلاس ساکورا است.
شکوفه های گیلاس در واقع سمبل زیبایی و کوتاهی عمرند. درخت گیلاس ژاپنی درختی کوچک است و ژاپنی ها این درخت را نه بخاطر میوه اش بلکه به خاطر شکوفه اش دوست دارند.
در طی تاریخ این سرزمین همواره دست خوش جنگ و زلزله و سیل و امواج اقیانوس و توفان و آتشفشان بوده است. در واقع چه چیز می تواند بازگو کننده ی کوتاهی و زیبایی و شکوه زندگی ژاپنی باشد بهتر از شکوفه های گیلاس...
در سکوت و آرامش ژاپنی (سابی) نوعی مرگ نهفته است. مرگی که در شکوفه باران با شکوه بهاری وقتی شکوفه های گیلاس خود را در دستان باد رها می کنند به سخن می آید.
امروزه کلمه ی گل برای ژاپنی معنای شکوفه ی گیلاس دارد. بهار برای اندیشه ژاپنی تجسمی است از شکوفه باران گیلاس ها.
شکوفه های گیلاس نماد عشق هستند. ژاپنی ها امسال هم مانند گذشته می آیند تا به شکوفه های زیبای گیلاس خوش آمد بگویند.
این شور شاعرانه که هر بهار مردم ژاپن را فرا می گیرد رخدادی باور نکردنی در عصر صنعتی ماست. بسیاری از آنان زمان درازی جلوی یک درخت شکوفان می ایستند و در سکوت خویش و بی حرکت بدان خیره می نگرند. هیچ کس دست دراز نمی کند تا شاخه ای را بشکند و یا گلی را ببوید.
وفاداری راز طبیعت است، راز شکوفه های گیلاس، بدون آنکه توقعی از آدمیان داشته باشند... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 5 بعد از ظهر توسط جمشید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 اردیبهشت 1390 |
|
RSS
|